خرید بک لینک

تنها قدم بر میدارم

استوار اما لرزان

تنها نفس می کشم

عمیق اما بریده بریده

پهنه ی دریاها را سفر می کنم

پر اشتیاق اما در افکار

فقط من نیستم

همه به شکل منحصر به فردی تنها هستند ...

برچسب: نویسنده: پرهام کریمی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 2:14

لحظه ی رجوع درد

ناگهان بی پروا و برهنه

کاسه ی سرم را به احترام بر میدارم

رعشه ای که بر جانم افتاده را به رقصی بی نظیر تغییر می دهم

حالا که موسیقی مرده است

رقص معنای خودش را می دهد ...

برچسب: نویسنده: پرهام کریمی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 2:14

توستر آشپزخانه خبر از کباب شدن هات داگ ختنه شده می دهد. پنکه که قرار بود کرست مادر را خشک کند آن را به بیرون پنجره راند. جعبه ی جادویی هم انگ دیوانگی به کودک درونم زد. موبایل پدرم دیگر برای بازی کرد

برچسب: نویسنده: پرهام کریمی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 2:14

قهر طولانی مدت من از زمانی شروع شد که دوستم ، البته حالا باید بگویم کسی که فکر می کردم دوست من هست خوابم را از من دزدید . او که سالهای زیادی بود نمی توانست بخوابد و هیچ وقت هم علتش را نفهمید این مس

برچسب: نویسنده: پرهام کریمی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 2:14

ساعت مردگی من نازکی قلمم را به رخ می کشد . سوراخی که وسط کاغذ را نشان می دهد تمام سناریو را نیمه تمام می گذارد. آخرین بار ایده هایم سطل زباله را پر کردند . دوباره عقربه ها ایستاده اند و من حتی خلافش

برچسب: نویسنده: پرهام کریمی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 2:14

خاکستر زمان که برموهایم نشست

ردپای جاودانگی را جستجو کردم

ماجراجویی هرگز به من نمی آمد

وقتی ردپا به گورستان رسید

سادگی ام را روی سنگ قبر حک کردند

شاید که دیگران به دنبال چیزی که نیست نگردند ...

برچسب: نویسنده: پرهام کریمی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 2:14

ماهی قرمز کوچک روی بند رختی سرسره بازی می کرد . وقتی که آب بالا می آمد نفسش می گرفت . کارش شده بود سواری گرفتن از گربه ی باغچه ای که جای دفن فضولات, انسانی, است . پس یک روز کفش دوزک به نشانه ی اعتراض

برچسب: نویسنده: پرهام کریمی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 2:14

صفحه بندی